متون سیاستی

کارتن‌خوابی

اول — ماجرا چیست؟

ابعاد پدیده‌ بی‌خانمانی یا کارتن‌خوابی در سال‌های اخیر آنچنان فراگیر شده که دیگر نمی‌توان از کنارش با بی‌تفاوتی گذشت. آمار متناقضی در مورد تعداد کارتن‌خواب‌های شهر تهران عنوان شده است. آماری که شهرداری اعلام کرده، ۱۵هزار کارتن‌خواب است. با این حال در تحقیق دیگری که در سال ۱۳۹۰ با استفاده از روش تخمین جمعیت‌های پنهان برای جمعیت هشت میلیون  ۸۱۵۴۰۵۱) نفری تهران انجام گرفته، تعداد کارتن‌خواب‌ها، اعم از زن و مرد، در حدود ۲۳۵۰۰ نفر برآورد شده است.

عدم وجود مستندات آماری دقیق و روزآمد درباره تعداد کارتن‌خواب‌های این شهر خود بعدی دیگر از بی‌سروسامانی وضعیت آنها است.

یکی از کاتالیزورهای مهم کارتن‌خوابی در ایران اعتیاد است و بررسی‌های پراکنده نیز نشان می‌دهد که حدود ۹۰ درصد این افراد دچار اعتیاد‌ند. معتادانی که بنا به موقعیت اجتماعی و طبقاتیشان با شدت یافتن اعتیاد رفته‌رفته ارتباطات،  دارایی  و متعاقب آن تمام شان اجتماعی  خود را به تدریج از دست می‌دهند و در نهایت به دام کارتن‌خوابی می‌افتد. به‌همین دلیل نیز شکل و محتوای کارتن‌خوابی با اعتیاد هم‌بافته است.

اما کدام نهاد عمومی متولی کارتن‌خوابان تهران است؟ در طی این سالها نهادی که پیش و بیش از سایر نهادها با کارتن‌خواب‌ها مواجه بوده شهرداری تهران است.  بااین‌حال شورای شهر و شهرداری تهران، هیچکدام استراتژی روشنی برای مواجهه‌ با پدیده‌ی کارتن‌خوابی ندارند. آنچه در سال‌های اخیر بیش از هرچیز شاهد آن بوده‌ایم اقدامات ضربتی و نمایشی برای پاکسازی خیابان‌‌ها و معابر بوده است. کاهش بودجه و کمبود اعتبارات مالی برای رسیدگی به امور کارتون‌خواب‌ها نیز خود موید چنین بی‌برنامه‌گی است. در حال حاضر در تهران دو مرکز اصلی مختص زنان و مردان کارتن‌خواب موجود است. این مراکز امکاناتی محدود دارند به‌نحوی‌ که در بهترین حالت توان میزبانی از تعداد معدودی کارتن‌خواب زن و مرد را دارند.

دوم — چرا اینطور شد؟

مواجهه با مساله کارتن‌خوابی تا کنون مبتنی بر دست‌کم سه رویکرد بوده است که سبب شده‌اند آنچه در آغاز یک مساله بود حالا دیگر به یک بحران تبدیل شود.

هریک از این رویکردها به میزانی که در وضعیت فعلی سهم داشته‌اند پیامد‌هایی داشته و منجر به نتایجی شده‌اند:

۱.  تلقی کارتن‌خواب به عنوان بزه‌کار
این رویکرد عملا نگاه غالب شهرداری تهران است و منجر به  برخورد قهری و خشونت‌آمیز با کارتن‌خواب‌ها به دست گشت‌های شبانه‌روزی شهرداری شده است. گشت‌هایی که گویی در حال زدودن لکه‌‌های ننگ از اجتماع هستند و از همین‌رو خشونت بی‌امان را نیز روا می‌دارند.

۲.  تلقی کارتن‌خواب به‌عنوان  سربار اجتماع
در نگاه اول به نظر می‌رسد این نگاه مختص دولت و شهرداری نیست و شهروندان نیز در این نگاه شریک‌اند.  تحقیق انجام شده در سال ۱۳۹۰ نیز موید این گفته است و در آن حدود ۶۰ درصد شهروندان تهرانی اذعان داشته‌اند که مخالف احداث گرمخانه در محله‌ی خود هستند ولی احداث آن را در بیرون از شهر جایز می‌دانند. اما این برخورد و نگاه اولیه شهروندان به سرعت به دست‌آویزی برای شهرداری جهت توجیه اقدامات مبتنی بر پاکسازی تبدیل می‌شود حال آنکه تعامل با شهروندان و آموزش جوامع محلی خود نیز یکی از گام‌های اساسی اصلاح وضعیت فعلی است. و نباید بهانه‌ای برای شدت دادن اقدامات خشونت‌آمیز باشد.

۳. تلقی کارتن‌خواب به ‌عنوان بیمار
نماینده‌ این رویکرد سازمان بهزیستی است که به تجویز و احداث گرمخانه‌های متعدد در سطح شهر می‌پردازد.

۴.  تلقی چهارم انسانی‌تری به افراد بی‌خانمان دارد
«آنها درست شبیه ما هستند». روشهای نوین برخورد با بی‌خانمانی نشان می‌دهد امروزه گرمخانه‌سازی تقریباً منسوخ شده یا دست‌کم به عنوان راهکار اصلی قلمداد نمی‌شود و بیش از هر چیز به مثابه‌ی نوعی نگهداری موقتی استفاده می‌شود و در عوض بیشتر به امور مددکاری و کار با جامعه و مانند آن ارزش و اولویت داده می‌شود.

این نگاه مبنای تدوین راه‌کاری بوده که در “چه‌ باید کرد” شرح داده شده‌ و اقدامات اولیه موردنیاز برای اجرای آن برشمرده شده است.

سوم — چه باید کرد؟

۱. برنامه‌ریزی همه‌جانبه و منطقه‌ای در خصوص پیشگیری از کارتن‌خوابی: شناسایی و مدیریت خانوارهای در آستانه‌ی کارتن‌خوابی بر اساس ریسک‌فاکتورهای زاینده‌ی بی‌خانمانی و مقابله و رفع مسائل و مشکلات این خانوارها.

۲. به‌روز‌رسانی آمار کارتن‌خواب‌های مرد و زن شهر تهران و تاسیس یک پایگاه داده‌ای متمرکز کارتن‌خوابی.

۳. احداث مراکز غربالگری بی‌خانمانی در سطح شهر تهران: تعداد نسبی تخت مورد نیاز و تجهیزات آن برای شهر تهران موجود است. با این حال به نظر می‌رسد مساحت مراکز اسلامشهر و لویزان برای این امر مناسب باشد. هر چند به لحاظ تجهیزات پزشکی و بالینی و انجام آزمایش‌های سه‌گانه، بخصوص آزمایش هپاتیت و اچ.آی.وی، با کمبود مواجه هستند. بنابراین اولین و اساسی‌ترین کار، تعریف مجدد اداره‌ی این دو مرکز بر اساس دستورالعمل‌های غربالگری و نیز اعتباربخشی و تجهیز کامل این دو مرکز به لحاظ نیروی انسانی کارآزموده و مجرب و رعایت استاندارد تعداد مددکار به ازای هر کارتن‌خواب و موارد دیگر است.

۴. احداث یا بازتعریف یک ساختمان نگهداری با ظرفیت حدود ۱۰۰ تختخواب برای کودکان خیابانی. (بر اساس تحقیق انجام شده و بر اساس آمار سال ۱۳۹۰، دست‌کم ۱۰۱۲ کودک خیابانی کارتن‌خواب در شهر تهران وجود دارد). این میزان با فرض نرخ شناسایی و درجه‌ی بازگشت و نیز یک ماه اقامت محاسبه شده است. چنین مرکزی در تهران وجود ندارد.

۵. اگر فرض کنیم تمام کارتن‌خواب‌ها شناسایی و جمع‌آوری ‌شوند و حداقل یک ماه در سال (این موضوع در روزهای سرد سال حتمی است) در این مراکز نگهداری شوند و با فرض اینکه کارتن‌خواب‌ها بازگشت به مراکز نداشته باشند، در اینصورت حداقل ۱۹۶۲ تخت برای اقامت موقت کارتن‌خواب‌های شهر تهران لازم است، یعنی در حدود حداقل ده مرکز با ظرفیت ۲۰۰ کارتن‌خواب.

۶. بنابراین حداقل به سه مرکز غربالگری دایمی کودکان، زنان و مردان در شهر تهران نیازمندیم. بدیهی است که این مراکز می‌بایست دارای استانداردهای لازم و مطابق با نمونه‌های سایر کشورها در حوزه‌ی کاری خود باشند. همچنین این مراکز می‌بایست دارای فضاها و مراکزی باشند که یک کارتن‌خواب برای بازگشت به جامعه لازم دارد؛ مراکز درمانی، بهداشتی، مددکاری و روانی، فضاهای کسب و کار، و …

۷. بر اساس تحقیقات، هزینه‌‌ی ماهیانه‌ی هر کارتن‌خواب ، حدود دو میلیون تومان است. بنابراین کارکردن سیستمی که کلیات آن ذکر شد نیازمند تأمین این بودجه از طریق حمایت سازمان‌های دولتی و غیردولتی است.